سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و روایت شده است که دو مرد را نزد او آوردند که از مال خدا دزدى کرده بودند : یکى از آن دو بنده بود از بیت المال مسلمانان ، و دیگرى در ملک مردمان . فرمود : ] امّا آن یکى از مال خداست و حدّى بر او نیست چه مال خدا برخى از مال خدا را خورده ، و امّا دیگرى بر او حدّ جارى است و دست او را برید . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 91 شهریور 22 , ساعت 12:49 عصر

شعر درباره عشق دروغین

 

هجی می کنم نامت را
می بندم چشمانم را
و می بینمت که می گیری دستانم را
میان دستان نیرومندت
و با صدایی دورگه می گویی:
به من اعتماد کن!
می لرزد قلبم
به سرعت می گشایم چشمانم را
تا پایان یابد این رویای تلخ
نمی خواهم بار دیگر مانند برج های دو قلو فرو ریزم
بهتر بگویم تخریب شوم
آری...
گاهی تنها ماندن بهتر از صد عشق دروغین است ... 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ